ورود به حساب کاربری

هنوز اکانت ندارید؟ از اینجا ثبت نام کنید

منو

کتاب کلیدر اثر محمود دولت آبادی انتشارات فرهنگ معاصر 5 جلدی

9789648697315P

750,000 تومان

توضیح

نظر بزرگان درباره‌ی کلیدر  

«کریم امامی» مترجم و منتقد هنری درباره اثر ماندگار محمود دولت آبادی می‌نویسد: «کلیدر را می‌توان نقطه اوج رشته آثار پیشین دولت آبادی به حساب آورد که اغلب آنان داستان‌هایی کوتاه درباره مردم زجر کشیده و رنجور دهات خراسان است.». نثر منحصر به‌فرد و شاعرانه کتاب نیز همواره در طول سالیان مورد تحسین منتقدین قرار گرفته است.

«یارشاطر» کتاب را «حماسه‌ای با تصاویر پر بار شعری در جامه نثر» توصیف می‌کند. علاوه بر این نحوه معرفی و پرورش شخصیت‌ها هم در رمان بسیار مورد توجه بوده است. «محمدرضا قانون‌پرور» در کتاب «نوای نقال در کلیدر » شخصیت‌پردازی را این‌گونه روایت می‌کند: «شخصیت‌های داستان پیچیده به تصویر کشیده شده‌اند و نقش حقیقی آن‌ها از طریق ویژگی‌ها و ظاهرشان آشکار می‌شود». «قانون پرور» خلق ریتم‌های زبانی و اوج‌گیری‌های تدریجی داستان را از نقاط قوت آن برشمرده است. تعداد زیادی از منتقدان ادبی کلیدر را زمینه‌ساز تحول در ادبیات داستانی مدرن فارسی می‌دانند. اما تمامی مفسرین و صاحبان‌نظر درباره‌ی کلیدر نظر مثبتی ندارند.

«کریم امامی» نویسنده و منتقد هنری حجم کتاب را بسیار بالا می‌داند و معتقد است کتاب می‌توانست در یک چهارم حجم فعلی نوشته شود. «مهشید امیرشاهی» روزنامه‌نگار، از زبان و لحن نوشتاری رمان انتقاد کرده است و آن‌ را مملو از ایرادهای دستور زبانی، تلفظ و املای نادرست واژگان می‌داند. امیرشاهی معتقد است استفاده از کلمات و اصلاحات فرانسوی و انگلیسی از زبان شخصیت‌های داستان کلیدر با ادبیات روستایی آن‌ها نامتناسب است.


در بخش‌هایی از رمان کلیدر می‌خوانیم

افتادن، هیچ شکوهی ندارد، آنگاه که جانی از زیر ضربه‌ها به در بردی، تازه هراس آغاز می‌شود. جویده شده‌ای، جای جای زخم بیم در تو بافته می‌شود. احساس اینکه نتوانی برخیزی! احساس دهشتناک. اگر نتوانی برخیزی؟! بیم فردا. این تو را میکُشد. با این همه بر می‌خیزی. نیمه خیز می‌شوی و بر میخیزی. اما همان دم که در برخاستی ترس این داری که نتوانی بایستی. به دشواری می‌ایستی، اما براه افتادن دشواری تازه ایست. یک گام و دو گام. پاها، پاهای تو نیستند. می‌لرزند. ناچار و نومید قدم بر می‌داری. در تو ستونی فرو ریخته است...

سنگ تاب می‌آورد. نعره‌ی آسمان و تابش آفتاب و سرمای نیمه شبانه را تاب می‌آورد. سنگ بر جای چسبیده است. بی جنبشی، سرشت آن است، می‌تواند تا پایان دنیا خاموش نشسته بماند. اما آدم؟ تپش و جنبش را دمی او را وا نمی‌گذارد. چیزی، چیزی شناخته و ناشناخته همواره درون او می‌جوشد. بر افروختگی‌اش را برای همیشه نمی‌تواند پنهان دارد. تاب و دوامش را کش و مرزی نیست. سرانجام فواره می‌زند و از خود بدر میریزد. چشمه گون برون می‌جوشد. با اینکه آرام، آرام‌تر، قطره قطره، دلمایه خود را واپس می‌دهد. به اشکی، به کلامی، یا به فریادی، به تیغه خنجری، به ارژنی یا به شلیکی...

شاید شما تعجب کنی ارباب از حرف من، ارباب؛ اما به عقیده من بیشتر مردم، بیشتر وقت‌ها دروغ می‌گویند. نه بیشتر مردم، که همه مردم همه وقت‌ها دروغ می‌گویند! فقط وقت‌هایی که تنها هستند، ممکن است راست هم بگویند. اما به ندرت! چون آدم وقتی هم که تنها می‌شود، تنهایی‌اش پر است از دروغ‌هایی که در میان جماعت و با دیگران گفته بود. حق هم دارند که دروغ بگویند. ارباب، چون که حقیقت آدم را دیوانه می‌کند.

ویژگی‌ها

شابک 9789648697315
نویسنده محمود دولت آبادی
ناشر فرهنگ معاصر
قطع رقعی
نوع جلد گالینگور
تعداد صفحه 2496
وزن 3320

نظرات کاربران

نوشتن نقد و نظر

محصولات بازدید شده